نگاهی به موضوعات وبلاگم انداختن که نشون میدادن اون زمان چه چیزایی واسه من مهم بوده که تقسیم بندیشون کردم که در موردشون مطلب بنویسم ولی در مورد بعضی هاشون هیچی ننوشتم.

کلا انسان تو هر محیطی قرار بگیره اولویتها و ارزشهای اون محیط واسه اون پررنگتر میشه، و جالب اینکه یه مدتی که از اون محیط دور بشی فکر میکنی که چرا اینجوری فکر میکردی و چه چیزایی برات مهم بودن.

مثلا من سال آخر لیسانس به خاطر محیط دوستام و اتاقمون خیلی راجع به ازدواج فکر میکردم و اصلا در فکر ادامه تحصیل نبودم و این واقعا به ضررم تموم شد.

به نظر من هر کسی یه سری ارزشهایی در درونش هست که بسته به جمعی که درش قرار میگیره بعضی هاشون فعال میشن یعنی اینجوری هم نیس که یه ارزشی که صددرصد با عقایدت مغایرت داشته باشه بیاد و برات یهو مهم باشه.

مثلا من نگاهی به موضوع کیس انداختم تو لیست موضوعاتم که از اول قرار بود تو اون در مورد کیسهای ازدواجم بنویسم ولی الان برام فاقد ارزش هستن، البته بعید نیست یه مدت کوتاه دیگه یه پست بلند بالا در موردش ننویسم ، به خاطر همین پاکش نمی کنم.