سلام به خودم و همه بعد از ۳ماه و ۲۰ روز ننوشتن
الان مطالب قبلی وبلاگم رو خوندم و خیلی خوشم اومد که خاطره نوشتم و دوباره هم هوس کردم بنویسم
خب گزارشی از خودمان ارائه کنیم.
خب بنده بسیار انسان مثبت تر و توپتری شده ام و اوضاع بهتر شده.
از پروپوزال بگم که فرضیه ای دادم و قراره تایک هفته دیگه ثابتش کنم.
از دانشگاهها بگم که امروز اولین جلسه ی کلاس پی ان بود و کلی خوشم اومد از دانشجوهاش و کلی حس مثبت بهم دادن و منم همین طور.
از آقای "ر" بگم که هر دفعه منو می بینه کلی تحویل می گیره و امید به آینده میده که آره انشا.. دیگه شما همینجایی و باید بمونی و از این حرفا.
خب حالا حقیقت من یاد حرفای مراد افتادم و اینکه آخرش به خاطر اهمال و اشتباه خودم شاید هیچی نشد.
اما واسه این دیگه از دستش نمی دم و با جان دل تلاش میکنم که تمومش میکنم که انشا.. اول مهر خبرای خوبی داشته باشم و اتفاقای توپ بیفته.
آهان یه چیز دیگه در مورد پی ان بگم که آقای "ر" بار اول ازم یهویی و به طور ناگهانی پرسید که شما متاهلی یا مجرد!!
خب از آز بگم که اونجا هم خبری نیس و هیچ فردی در راستای اهدافمون را نوبینیم فقط با ش صمیمی شدم توپ.
قرار بود کلاس بیشتری بردارم که خودم قبول نکردم تا انشا.. تزمان را تا بهمن تمومش کنیم.
امروز دیدم انرژی مثبت فارغ التحصیل شدم و کلی به خودم نهیب زدم که واقعا داری چی کار می کنی دختر خوب.
راستی واسه ترم بعد کلی باید چیز میز جدید یاد بگیرم و کلی وقت باید بزارم و واسه کارای دیگه وقتی برام نمی مونه.
فعلا بای.