فرد عادی
آهان! داشتم تو ذهنم اینو امروز مرور میکردم :
اینکه مثلا ایرانی ها میان از اروپایی ها تقلید کنن و میخان این تقلید باعث پیشرفتشون بشه، میاد عدل همه کارای تفریحی و مسخره بازی هاشون رو تقلید می کنن و اون اصل کاری که اراده و تلاش و کوششون هست رو دیگه بی خیال میشن..
فک میکنن با تقلید این چیزا از اونا مث اونا پیشرفته و مدرن میشیم.
البته بنده هم یک ایرانی هستم و خودم رو از این قضیه مبرا نمی دونم و در ضمن منظورم تمام هموطنان عزیزم نیستن بعضی هاشون. حالا اینم شده حکایت من: میام واسه خودم انگیزه سازی کنم که آفرین بشین بخون واسه دکترا و ... به جای اینکه بشینم بخونم و تلاش کنم، بیشتر میرم تو رویا و مسائل جانبی دکترا ذهن بنده رو مشغول می کنه و نتیجه اینکه هیچی نمی خونم و فقط با خیالش خوشم.
اون روز یه جمله ای خوندم با این مضمون:
افراد عادی امید و آرزو دارند و افراد موفق هدف و برنامه.
من نمی خواهم قبول کنم که یه فرد عادی هستم شاید! ![]()
ولی اگر روندم همینجوری باشه منم یه فرد عادیم که اصلا دوس ندارم. خب من دیگه یه تصمیم کبری میگیرم که روندم رو عوض کنم.
اینجا روند پیشرفتم رو می نویسم تا به خودم ثابت کنم که من انچه را که به دنبالش هستم را به دست می آورم و من یک فرد عادی نیستم.
پ ن ۱:دوستان با زدن اینتر نمیرم سطر بعد! چی کار کنم؟ با موزیلا و کروم امتحان کردم، قبلا با موزیلا می شد. تو وردم نوشتم کپی کردم اینجا بازم نشد.
پ ن ۲: بازم واقعا آفرین اینتر نت اکسپلورر. درست شد فاصبه بین سطرها![]()
حالا هی بشینن تحقیق بکنن که افراد یکه هوش کمی دارن از اینترنت اکسپلورر استفاده میکنن!
سلام، توی این وبلاگ میخوام لحظه های زندگیم رو ثبت کنم تا یادم بمونه تو هر دوره ای از زندگیم چه جوری فکر میکردم و چه جوری پیشرفت کردم.