فراموش کردن
مگه من چی گفتم بهش؟
به هر حال من با شناختی که از خودم دارم تا آخر این هفته منتظرش هستم همچنان و باز با شناختی که از اون دارم اون نخواهد آمد.
نمی دونم والا حسم عجیبه !!!!
عصر هم "اف " پرسید ازم و من گفتم همه چی تموم شده.
حقیقتش برام فقط کمی جالبه بدونم به چه علتی منصرف شده؟
خب من با رعایت اون شرطها اون را می خواستم و بدون اونا نه.
این که برای خودم معلومه دیگه!!
به هر حال فقط چیزی که میدونم اینی که این نیز بگذرد.
ولی بعضی موقعها که بهش فک میکنم یعنی شاید ۳۰ درصد مواقع خیلی ازش عصبانی میشم و یه جوری ازش لجم می گیره که همین جوری رفته.
بهش گفتم بهت حق میدم که بخوای پشیمون بشی ولی اگر تونستی بهم پیامک بده
عوضی یک پیامک هم نداد.
نه به اون حرفاش که میزد و ابراز ارادتش و نه به این رفتاراش.
به هر حال اگر واقع بین بخوام ببینم به احتمال ۸۰ درصد این قضیه تمومه.
آخه این مورد تنها موردم بود که بیشتر از بقیه برام جذابیت رفتاری و شخصیتی داشت و بیشتر تو قلبم جا باز کرد.
یعنی در واقع اولین موردمان که ازش تا حدی خوشمان آمد همین بود.
به هر حال ما منتظر می مانیم ببینیم که مورد اصلی و آن انسان خوشبخت که این قدر به خاطر رسیدن بهش تجربیات مختلف را پشت سر می گذر چه زمانی از گرد راه خواهند رسید.
این روزها که می گذر شادم.
شادم که این روزها میگذرد.
من شدیدا در این مورد به خدا توکل کردم و از نتیجه به طرز حیرت انگیزی مطمئنم.
سلام، توی این وبلاگ میخوام لحظه های زندگیم رو ثبت کنم تا یادم بمونه تو هر دوره ای از زندگیم چه جوری فکر میکردم و چه جوری پیشرفت کردم.