تکرار درسها

سلام

به این نتیجه رسیدم تا زمانی که روش درست برخورد با موارد ازدواج خودم رو یاد نگیرم

داستان خواستگار اومدن برای من همچنان ادامه خواهد داشت.

من میخوام این قضیه تموم بشه و دیگه ازدواج کنم

خسته شدم از بس با آدمای جور واجور آشنا شدم ولی دیگه تمومش می کنم ایشا...

میخوام کاری رو بکنم که واسه موردهای قبلی انجام ندادم.

 

اگر واقعا می خواستم می شد که...

این روزا دارم به این فک میکنم که من تمام تلاشم رو در چند تا از موارد واقعا انجام نمیدم و سریع ناامید میشم.

ولی میدونم که اگر آدم واقعا چیزی رو بخواد و واقعا هر چی در توان داره انجام بده چیزای زیادی نصیبش میشه بعضی وقتا همونی که میخوایُ بعضی وقتا نزدیک به همونی که می خوای و بعضی وقتا بیشتر از اون چیزی که می خواستی.

من در یک قسمت به نظر ساده ولی عجیب ارزیابی م گیر کردم و عجیب نیست که بگم از هفته قبل به جز آماده کردن درافت پایان نامه تقریبا هیچ کاری نکردم و کمی به بطالت اوقاتم رو گذراندم.

البته این مورد جدیدم برای ازدواج هم کمی تاثیرگذار که نگم بلکه بسیار تا ثیر گذار بوده روی این قضیه.

باید اوقاتم رو دو نصف تقسیم کنم یعنی هم پایان نامه رو بنویسم و هم ارزیابی رو ادامه بدم.

استفاده از تکنولوژی

سلام دوباره به همه

من یه چیزی رو خیلی دوس دارم اونم اینه که از تکنولوژی به خصوص اینترنت در راستای رسیدن به اهداف خیلی قشنگ استفاده بشه یعنی اینکه بعد اینکه خودم درست و حسابی روی چیزی فک کردم و مو رو از ماست کشیدم بیرون بعد بشینم با یکی با ایمیل یا از طریق گروه به بحث و تبادل نظر .

چندین بار این کار رو انجام دادم و خیلی نتیجه جالبی داشته و مخصوصا خودم فهمیدم که چقدر خوب میتونم همه چی رو تحلیل کنم البته اگر واقعا بخوام.

اگر واقعا می خواستم می شد که ...... این جمله قراره جایگزین باید در افکار و گفتار من بشه از این به بعد.

تا حالا که از ش استفاده کردم و به نفعم بوده.

یعنی عاشق اینایی هستم کهد رست و حسابی رو بعضی چیزها فک می کنن و بقیه رو هم خیلی قشنگ راهنمایی می کنن.

 خودم هم چندین بار اینطوری بودم ولی هنوز خیلی راه و جای دیگه هست که باید اونجوری باشم.

دو نکته هم این روزا اموختم:

۱. برخورد آبجی وسطی در رابطه با واکنش آرام و به جا نشون دادن درمورد چیزی که خیلی خیلی باهاش مخالفی.

۲. برخورد آبجی بزرگه در رابطه با تفکر زاید نداشتن وتوجه به اصل نه فرع. نمی دونم شاید این رو اشتباه برداشت می کنم الان . ولی وقتی من بهش گفتم که سریع قضاوت نکنه گفت که خوب بهش می گفته بیاد برای حساب کتاب و اون موقع بود که من متوجه تفاوت در طرز فکر دو تامون شدم.

امروز راستی یه کار درست و یه خرابکاری فنی هم انجام دادم.

شیر زیر سینک دستشویی رو شل کردم الان داره آبش چکه میکنه و مجبور شدم آب ورودی رو ببندم. عوضش راه آب سینک رو باز کردم . نمی دونم یهو اعتماد بنفسم رسید به سقف و فک کردم چون تونستم راه آب رو باز کنم لابد میتونم شیری که مدتهاست داره یه ذره چکه می کنه رو درست کنم !!