ایده ها
این قدر آرزو و ایده دارم توش که نگو.
حالا یه چن تاش رو میننویسم و به مرور زمان هم میام ایده های دیگری رو بهش اضافه مبکنم هر دفعه.
می نویسم بلکه انرژی بشود و در اطرافم ساطع شود و بتونم سریعتر به ایده هام برسم.
۱. پیدا کردن یک گروه خوب و پایه علمی فهمیده و بدون عقده و علاقمند و سطح هوش متوسط که یتونیم راحت با هم بحث کنیم و کارای علمی انجام بدیم و کلی مشکلاتمون رو با هم حل کنیم و طوفان فکری داشته باشیم و همه حرف خودشون رو بزنن حتی اگر به نظر بقیه مزخرف بیاد و مسخرش نکنن و خلاصه خیلی پویا باشه دیگه.
یعنی حالت خوبش هم کار به عنوان محقق تو یه آزمایشگاه علمی باکلاس و انجام کار گروهی چون خیلی بهش اعتقاد دارم و فک میکنم الاق گروهیم هم بد نباشه.
۲. درس دادن ریاضی و یه زبان برنامه نویسی ساده و مسایل کاربردیش به بچه های ابتدایی و راهنمایی.
۳. یاد دادن کار گروهی و اریگامی به بچه های کوچولو.
پ ن : البته واضحتر بگم که من بیشتر علاقه مندم اول برم خودم اینا رو درست درمون یاد بگیرم و بعد به بچه ها یادش بدم.
۴. یاد دادن سخت به بچه های کوچولو.
ادامه دارد...
سلام، توی این وبلاگ میخوام لحظه های زندگیم رو ثبت کنم تا یادم بمونه تو هر دوره ای از زندگیم چه جوری فکر میکردم و چه جوری پیشرفت کردم.